تبليغاتX
آواز کرک
هذیان های یک خوابگرد

به نام خُ دا

 

خُ دا یا! چقدر تو به من نزديكى و من از تو دورم! و چقدر نسبت ‏به من مهربانى. پس چيست كه

 بين من و تو حجاب افكنده است!؟ 

 "دعای عرفه"

 

 

"بیا به کناره ی پرتگاه

نه! سقوط می کنیم

بیا به کناره ی پرتگاه

نه! سقوط می کنیم

آنها به پرتگاه آمدند

مرد زن را هل داد و هر دو پرواز کردند"

"گیوم آپولینر"

 

در ابتدای درک زجرالود

از هیچ بودن در تن هستی

سق می زنم بر خاطراتی که

در هر کجای گریه اش هستی

 

می ترسم از تاریکی بی مرز

از قصه های خالی از خوبی

از پرسه های تا ابد در مه

با اسب پیر و خسته ی چوبی !

 

این روز ها تمام دنیایم روی تختم خلاصه می شود . با عروسک هایم، کتاب هایم، قرآنم، و یلدا

(لب تاپم) همه با هم به صورت مسالمت آمیز روی آن ودرکنارهم زندگی می کنیم.چقدردلم چیز

های خوب می خواهد،چقدر دلم چیزی مقدس می خواهد، فقط یک اشاره کافیست تا زائر شوم...

 

شعری نه چندان جدید:

 

کنج تاریک یک کمد گیجم 

بغض را قورت می دهم با درد

و فقط فکر می کنم به خُ دا 

در جهان زنانه ی بی مرد!

 

عشق یک اتفاق غمناک ست

گیج خوردن به کوچه ای بن بست

توی تعبیر خوا ب های فروید 

پنجره یک نماد جنسی است!

 

توی مغزم دو نیمه از لیوان

جبر بین دو چیز نا مأنوس

این زن از ارتفاع می ترسد

از پریدن به عمق یک کابوس

 

در سرم التماس کرکس ها

در تنم چند قرص قلابی

با صدایت به مرگ می بازم

زهره!خوبی؟ چقدر می خوابی؟!

 

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط زهره پروین |